Nothing Else Matters
نمیدونم چند ساله دارم به آهنگ Nothing Else Matters گوش میدم. آهنگ قابل احترامیه و با هر زاویه دیدی که بخواهیم این آهنگ رو مورد تحلیل قرار بدیم با یه اثر کاملا برجسته روبرو میشیم. البته من درس موسیقی نخوندم که بتونم راجع به یک قطعه موسیقی راک اظهار نظر کنم. ولی این آهنگ ۳۸۷ ثانیه ای سالهاست که بلافاصله بعد از شروع من رو بطرز محسوسی تحت تاثیر قرار میده.
به هر حال تا اینجا اومدم که راجع به ۵۵ ثانیه آغازین این آهنگ و ۴۰ ثانیه پایانی آن که بی کلام است صحبت کنم. درلحظه آغاز دقیقا مردی رو تصور میکنم که با آرامشی مخصوص روی صندلی گردان نشسته و من را مخاطب قرار میده و به فارسی برام صحبت میکنه. او جمله ای را چند بار تکرار میکنه ولی قادر به درکش نیستم. به ثانیه پنجاه و پنجم میرسیم و قسمت اصلی آهنگ شروع میشه. مرد صندلیش رو 90 درجه میچرخونه و با همان آرامش عجیبش به چند متر جلوتر رو زمین خیره میشه. سعی میکنم نسبت به او بیتفاوت باشم و آهنگمو گوش کنم!
So close no matter how far
couldn't be much more from the heart…
و میرسیم به چهل ثانیه آخر قطعه! مرد دوباره صندلیش را به سمتم می چرخونه همان جملات رو به فارسی روان برام تکرار میکنه. باز نمیفهمم چی میگه. ولی مطمئنم با منه. آهنگ رو به اتمامه و من حتی یک کلمه نفهمیدم و مرد کم کم صندلیش رو 180 درجه میچرخونه و به من پشت میکنه و آهنگ تموم میشه!
نمیدونم چند هزار بار دیگه به این آهنگ گوش میدم و نمیدونم این پرده چند هزار بار دیگه اجرا میشه ولی دوست دارم قبل از اینکه خیلی دیر بشه جمله اش رو درک کنم چون احساس خوبی نسبت به این نمایشنامه ندارم...
|
+| نوشته شده توسط
فرزاد در یکشنبه چهارم تیر 1385
|