تبليغاتX
...فرزاد -
هنوز کسی مونده؟
 

 

قلم

 

یک ماهی میشد که نمیگفتم. یک ماه بی صدایی!

و دانستم راز نوشتن را در این طول ننوشتن. دانستم قلم اصیل ترین فرزند حضرت خداوند است. قلم چون رسولی بمیانمان آمده تا بی صدا قصه گوی دورترین رازهای خلقتمان باشد.

قلمت بدست گیر مکثی کن و آنگاه بدوانش. همانکس که خواسته تا تو باشی خواهد خواست که بر گوشت قصه ای دیگر نجوا کنند. قصه ای در ردیف ناب ترین موجهای ربوی. بواقع که اگر توانا باشیم بر درک این موج، آنی اسارت را تاب نخواهیم آورد.

و حرفی با تو ای نجیب زاده! ای نیک نهاد! و ای اصیل ترین!  تا هستم رنج اسارت بر من آسان گردان و تا کوس رهایی نوازند برگی از کتاب آفرینش را بر من نخوانده باقی مگذار…

 

 

                              و تا کوس رهایی نوازند برگی از کتاب آفرینش را بر من نخوانده باقی مگذار…   

 

|+| نوشته شده توسط فرزاد در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385  |
 
 
بالا